بازخوانی ترور کسروی به روایت سید محمد علی لواسانی

نواب می گفت که من سعی کردم دور و اطراف منزل و پایگاه کسروی جلساتی را  تشکیل دهم. شب، روز، عصر، وقت و بی وقت جلساتی تشکیل می دادم و هیجانی در آن محل ایجاد کردم و جو را آماده کردم تا اینکه هفت نفر از این برادران برای از بین بردن کسروی اعلام آمادگی می کنند. ضمناً مردم طی نامه های زیاد و طومارهایی که نوشته می شود از دولت درخواست می کنند کسروی را به علت کتاب هایی که نوشته و توهین هایی که به اسلام و مقدسات دینی کرده تحت پیگرد قانونی قرار دهند و به دادگاه بکشند و محاکمه کنند. دولت در اثر فشاری که از طرف مردم و اهل علم و علما و طومارها و نامه هایی که می آید برای این که این جو را آرام  و مردم را ساکت کند و بتواند، (به عقیده من) ، مشروعیتی به کسروی بدهد، محکمه ای تشکیل می دهد و کسروی را به دادگستری احضار می کند. کسروی با این که خودش وکیل دادگستری بود و زمانی دادستان عمومی جنوب تهران و اهواز و آبادان بود، در آن دادگاه از او بازجویی می شود و شهید نواب در آن بازجویی می فهمد که این دادگاه برای رسمیت دادن به کسروی است. در واقع این دادگاه نمی خواهد او را اعدام یا کتاب های او را محاکمه کند بلکه می خواهد از این طریق به کسروی رسمیت و مشروعیت بدهد. بالاخره بازپرسی است و از او بازپرسی می کند. مثلاً اگر دادگاهی  تشکیل شد، می گویند این کتاب ها را بیاورند و در آنجا بررسی کنند و بگویند که این مطابق با این قانون اشکال ندارد و کسروی کار خلافی انجام نداده است. نتیجه این که موضوعی نیست که بشود جلویش را گرفت. پس آن کسی که علیه او اقدام کرده محکوم است. لذا تصمیم می گیرند در همان دادسرا و دادگستری کار کسروی را بسازند و تمام کنند.

علی قیصر که در آن وقت  در قسمت بخارخانه ی وزارت دفاع یا وزارت جنگ بود، لباس ارتشی به تن می کرد. او از این موقعیت استفاده کرد و توانست بدون این که جلب توجه کند به عنوان یک مسئول و مامور وارد دادگستری شود. لباس های رفقا و دیگران را هم همین شخص تهیه کرد. آنها توانستند به دادگستری و به آن سالن بروند و وارد اتاقی شوند که کسروی در آنجا مشغول جواب به بازپرس بود. می خواستند در آنجا کارش را بسازند که هم با چاقو حمله و هم با اسلحه شلیک می کنند. حالا یا خودش یا همراهش که در آنجا با او بوده شلیک  می کند، در اثر شلیک گلوله به پای سید حسین امامی می خورد و پایش مجروح می شود. اینها کارشان را با موفقیت انجام می دهند و تکبیر می گویند و از دادگستری بیرون می آیند بدون این که کسی آنها را دستگیر کند و سید حسین امامی را در درشکه می گذارند و برای معالجه می برند.

/ 0 نظر / 20 بازدید