نیاز کشور به یک قائد قاهر
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧ : توسط : سعید

شش سال پیش از کودتای 1299 که طی آن رضا خان با حمایت بیگانه کودتا کرد و به تدریج وزارت جنگ و نخست وزیری و بعد هم سلطنت را بر عهده گرفت، علی اصغر حکمت ـ که بعدها یکی از تئوریسین های اصلی دولت رضا شاه شد و البته آدم دانشمندی است ـ در خاطراتش که مربوط به روز پنج شنبه 16 جمادی الاولی 1333 ق / 1294ش است می نویسد:
امروز آقای حاجی مجتهد در منزل ما تشریف داشتند. حکیم اصغر نیز آنجا بود. گفت می خواهند مجلس سنا افتتاح نمایند. باز روزنامجات دمکراتها زبان باز کرده در تقبیح این کار حمله نموده اند. من گفتم: البته جلافت و شکم پرستی مشتی فرنگی مآب از همه جا بی خبر که به کلی از حالات و عادات خود و جغرافیای وطن خود بیخبرند مقتضی است که زبان باز نموده این چنین بگویند. حاجی مجتهد نیز تصدیق نموده گفتند که البته صلاح مملکت امروز در تأسیس مجلس سناست. حکیم اصغر گفت: چرا، برای چه؟ گفتند: اولا که من ارتجاعی شده‌ام. حقیقتا عقیده ام این است که اصلاح مملکت ایران بجز به اقتدار مطلقه یک نفر قائد قاهر نخواهد شد که بدون این که اشتتات رأی و اختلاف کلمه داشته باشد ادارات ایران را قبضه کند. اگر این نشود اقلا حکومت مقننه برای ایران بهتر است. اگر آن هم نشود لامحله مجلس سنا جلوگیری از خیلی معایب خواهد نمود. حکیم اصغر گفت: چگونه شما ارتجاعی شده اید و حال آن که خود شما بودید که این کارها را کرده و حکومت استبدادی را ضایع و باطل نمودید؟ حاجی مجتهد گفتند: اشتباه کردیم. غلط کردیم. ندانستیم. خیال می کردیم اصلاح مملکت از این راه است و حال آن که فساد ملک و ملت بود. من از این اعتراف صمیمی که از روی دل و خالی از هر گونه ریب و ریا بود تعجب نمودم. ... حاجی مجتهد گفتند:‌دریغا که نه مال دارم و نه رجال و الا بر علیه اساس حاضره ایران ثوره و انقلابی بر پا می کردم. گفتم: نفس فکر و خیال و عین این تذکر و انفعال که در دماغ جناب عالی و امثال جناب عالی پیدا شده است خود دلیل بزرگی می باشد بر این که آینده انقلاب و شورش ملی در رکاب سلطان مقتدری خواهد شد که دمار از روزگار اجلاف بی پدر و ورزای خائن امروزه خواهد کشید. خدا داند که آن روز کجا و چگونه باشد. (ره آموز حکمت، بخش نخست ص 183 ـ 184)