یادداشت زیر به بررسی تاریخچه روابط سیاسی ایران و مصر ونقش وجودی صهیونیسم در «تخریب‌» آن می‌پردازد  . 

 ● آغاز مناسبات سیاسی تهران ـ قاهره‌

مصر در زمستان سال ۱۳۰۰ ش. استقلال خود را از انگلستان به دست آورد. با اعلام خاتمه رژیم تحت الحمایگی انگلیس بر مصر درسوم بهمن این سال و اعلام استقلال مصر، دولت ایران بلافاصله این کشور را به رسمیت شناخت و سرکنسولگری خود را در قاهره به سفارت ارتقاء بخشید. در آن تاریخ به تازگی رضاخان در ایران کودتا کرده بود؛ احمدشاه آخرین سالهای حکومت خود را پشت سر می‌گذاشت و کابینه‌های کوتاه مدت تحت سلطه رضاخان بر کشور حکمرانی می‌کردند.

 روابط ایران ومصر تاپیش از آن در حد سفارت نبود. انگلیسی‌ها و پیش از آن، عثمانی که مصر رادر تصرف خود داشت‌، تعیین کننده ماهیت و میزان روابط کشورهای جهان باحکومت دست نشانده‌شان در قاهره بودند. نه حکومت‌های مصر اختیارات کاملی برای برقراری مناسبات سیاسی با دیگر کشورها داشتند و نه ایران در سالهای آخر دوران قاجار سامان سیاسی داشت‌. با این همه، میان مردم دو کشور نوعی پیوند معنوی ایجاد شده بود. هر دو کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میلادی مورد تهدید و آزار انگلیسی‌ها بودند و با یکدیگر نوعی احساس همدردی داشتند. شاید به همین دلیل نیز بعضی متفکرین مخالف استبداد قاجار در دوران مشروطه‌، قاهره را مرکزی برای فعالیتهای فکری خود ساخته بودند.

 سالهای جنگ جهانی اول و مبارزه مردم هر دو کشور با سلطه انگلیس‌ها، پیوند میان دوملت ایران و مصر را افزایش داد. اوج این مبارزات را می‌توان درحرکت آزادی‌خواهانه مردم ایران علیه قرارداد ۱۹۱۹ ـ منعقده بین وثوق الدوله و انگلیس ـ مشاهده کرد.معاصر باهمین حرکت آزادیخواهی‌، در مصر نیز مبارزات مردمی علیه سلطه انگلیس وجود داشت که نهایتاً در ۱۳۰۰ ش . به استقلال مصر انجامید

سفارت ایران درقاهره تا هنگام انقراض سلسله قاجار ـ۱۳۰۴ش .ـ فعال نبود، اما پس از آن و در پی تاجگذاری رضاخان ـ۱۳۰۵ش . ـ اولین قرارداد مودت و دوستی میان دو کشور در ۱۳۰۷ ش. منعقد شد.

 ● اشتراکات سیاسی پادشاهی ایران ومصر

مناسبات رضاخان با حکومت ملک فؤاد در مصر صمیمی بود. در مجموع‌، روابط تهران وقاهره از ۱۳۰۰ ش . که سفارت ایران در مصر دایر شد، تا ۱۳۳۱ ش. که حکومت سلطنتی در این کشور منقرض گردید، دو ویژگی اصلی داشت‌: اول، همکاری ‌مثبت دولتی و مناسبات صمیمی در سطح دو حکومت و دوم، مبارزه مشترک دو حکومت با اسلام‌خواهی مردم‌. هم حکومت پادشاهی هر دو کشور و سلطه انگلیس بر هر دو نظام‌ و هم مبارزه مشترک آنها با اسلام‌گرایی در کشورشان موجبات گرمی مناسبات را فراهم آورده بود.

 رضاخان در ایران‌، آتاتورک در ترکیه‌، امان الله خان در افغانستان و خاندان فؤاد وفاروق در مصر مشغول اسلام‌زدایی بودند. همه بر طبل جدایی دین از سیاست می‌کوبیدند و اسلام درباری، سازشکاری و بی تحرکی را ترویج می‌کردند. تبلیغ بی حجابی‌، رواج بی دینی‌، سرکوب روحانیون و اسلام‌شناسان‌، رواج مفاسد اخلاقی‌، بها دادن به چهره‌های فرنگ رفته و تلاش برای کمرنگ ساختن مظاهر اسلامی‌، ویژگی این کشورها طی سه دهه اول قرن جاری شمسی بود.

 یکی ازدلایلی که به طور موقت به تحکیم روابط تهران وقاهره انجامید، ازدواج محمدرضا پهلوی ـ ولیعهد وقت ایران ـ با فوزیه ـ دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ـ در اسفند ۱۳۱۷ بود‌. این ازدواج که دو سال ونیم قبل ازسقوط رضاخان و تبعید اوبه آفریقای جنوبی صورت گرفت‌، تنها ۱۰ سال دوام آورد و در ۱۳۲۷ ش. به متارکه انجامید و روابط دو دولت مصر و ایران را به سردی کشاند.

 در سالهای جنگ دوم جهانی هر دو ملت مصر وایران از اشغال‌گران انگلیسی در رنج بودند. دولت‌های هر دو کشور نیز علیرغم سلطه انگلیس، نیم نگاهی هم به آلمان هیتلری داشتند. حضور نیروهای انگلیسی در مصر و در کانال سوئز در گرایش به هیتلر بی‌تأثیر نبود. در ایران، این گرایش بابرکناری رضاخان توسط متفقین و جایگزینی محمدرضا‌، خنثی شد .

 ● جمال عبدالناصر و روابط تهران و قاهره

در پی سقوط ملک فاروق در تابستان ۱۳۳۱ ش. و به قدرت رسیدن نظامیان چپگرا از جمله ژنرال محمد نجیب و جمال عبدالناصر، روابط تهران وقاهره تیره شد. حکومت ایران دولت هم‌پیمان خود را در مصر از دست داده و دولت دیگری در ضدیت با نظام سلطنتی و انگیزه‌های سوسیالیستی و چپگرایانه به قدرت رسید. حکومت جدید مصر با مخالفین شاه از جمله مصدق، روابطی برقرار کرد . حکومت مصر پس از سقوط ملک فاروق، از مبارزات ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت می‌کرد. به همین دلیل، سفر محمدمصدق ـ نخست وزیر وقت ایران ـ به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و دیگر مقامات مصری روبه رو شد، اما کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت شاه بهبود مناسبات دو کشور را از بین برد.

 بدبینی جمال عبدالناصر نسبت به شاه‌، جای گرفتن دو رژیم در دو بلوک‌ سیاسی متفاوت ـ شرق وغرب ـ اختلاف ناصر بارژیم صهیونیستی، هم‌پیمانی شاه با صهیونیست‌ها و عوامل دیگر، به دوری تدریجی تهران و قاهره انجامید. اتحاد جماهیر شوروی و سایر دولت‌های کمونیستی‌، به تدریج با مصر متحد شدند. در مقابل امریکا، انگلیس، اسراییل و سایر رژیمهای غربگرا، نیز با شاه متحد شدند. تحت تأثیر این تحولات، دهه ۳۰ شمسی‌، دهه روابط تیره ایران ومصر بود. در این دهه پیمان انگلیسی و ضدکمونیستی بغداد، که به سنتو تبدیل شد (۱۳۳۴ش.)؛ جنگ فرانسه، انگلیس و اسرائیل علیه مصر در مسأله ملی شدن کانال سوئز (۱۳۳۵ش.)؛ اعلام دکترین ضدکمونیستی آیزنهاور (۱۳۳۶) دخالت نظامی آمریکا در لبنان (۱۳۳۷)؛ تشکیل جمهوری متحده عربی در مصر وسوریه (۱۳۳۷ش.) ؛ برقراری روابط بین ایران و رژیم صهیونیستی (۱۳۳۸ش.) و افزایش ناگهانی صادرات نفت ایران به اسرائیل (۱۳۳۹ش.) را شاهد هستیم‌.

 ● قطع رابطه سیاسی مصر با ایران‌