تصرف تراکیه برای ایران
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٢ : توسط : سعید
 
12 سپتامبر سال 492 پیش از میلاد «مردونیا ــ مردونیه» ژنرال ایرانی که از سوی داریوش مامور حل مسئله منطقه ایونی (یونانی نژاد های آناتولی و جزایر دریای اژه) شده بود تراکیه را تصرف کرد (تراکیا، منطقه وسیعی در اروپای جنوبی است که غرب و شرق و جنوب آن را سه دریای سیاه، اژه و مرمره محدود می کنند و اینک در سه کشور ترکیه، بلغارستان و یونان قرار گرفته است ـ استانبول اروپا در تراکیه قرار دارد). مردونیا که داماد داریوش و شوهر آرتوزوسترا (تلفظ، یونانی است) بود پس از عبور از هلس پونت (داردانل) تراکیه را متصرف شده بود. تراکیه تا زمان فیلیپ دوم (پدر اسکندر) به مدت دهها سال جزیی از قلمرو ایران بود. مردونیه، در اصل از جانب داریوش مامور شده بود که مسئله ایونی را که مردمش برضد فرمانداران منصوب از جانب ایران شورش کرده و این شورش متناوبا پنج سال طول کشیده بود برای همیشه حل کند. مردونیه در جریان حقیقت یابی خود در محل، متوجه شد که ایونی ها خواهان فرماندار انتخابی هستند. بنابراین، با دمکراتیک شدن این منطقه موافقت کرد و شخصا بر انتخابات شهرها و جزایر ایونی نظارت کرد. وی همچنین متوجه شده بود که قسمتی از شورش، نتیجه تحریک ایونی ها از جانب آتنی ها است و برای حل این مسئله، از هلس پونیت گذشت و تراکیه را تصرف کرد.
    در ایران باستان و تا پایان دوران ساسانیان حاکم ایالت را ساتراپ (نگهبان و حافظ ایالت ـ شهربان و شهریار) می خواندند و واژه فرماندار (کسی که دارای فرمان شاه برای اداره شهر است) مربوط به دوران معاصر است. واژه استاندار، از لحاظ دمکراسی می تواند قابل قبول باشد، ولی فرماندار، مگر این که انتخابی باشد و اکثریت مردم با آراء خود به او «فرمان» اداره شهرستان را داده باشند، کمی نامانوس و غیر دمکراتیک به نظر می رسد. می دانیم که الیور کرمول انگلیسی هم که کتاب های هردوت را خوانده بود پس از برکنارکردن پادشاه انگلستان خود را «محافظ ـ نگهبان» کشور لقب داد.