کاخ اشرف، مکانی برای قمار اهالی دربار
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠ : توسط : سعید

روزهای چهارشنبه هر هفته اعضا خاندان جلیل سلطنتی پس از صرف ناهار تا پاسی از شب به بازی مشغول می گردند...

موضوع: دربار شاهنشاهی                 تاریخ گزارش: 18 / 11 / 37

جلسات قمار دربار شاهنشاهی که قبلا در کاخ اختصاصی برقرار می شد مدتی است که به

کاخ والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی منتقل گردیده و روزهای چهارشنبه هر هفته اعضا

خاندان جلیل سلطنتی پس از صرف ناهار تا پاسی از شب به بازی مشغول می گردند و در

جلسه روز چهارشنبه 8 / 11 / 37 نیز والاحضرت شاهپور محمود رضا مبلغ 5/ 2 میلیون ریال

باخته اند.


 
تصاویرکودتای 28 مرداد
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩ : توسط : سعید



اخراج مامورین و سربازان پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲

شعبان جعفری ( شعبون بی مخ )

شعبان جعفری




 
کورش هخامنشی
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩ : توسط : سعید

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.


 
 
 
کودتای 28 مرداد
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸ : توسط : سعید

امروز 28 مرداد است و 60 سال قبل در چنین روزی کودتای ننگینی توسط انگلستان و آمریکا با همدستی دربار و افرادی مزدور داخلی مثل شعبان بی مخ انجام شد.

اما مسئله اصلی این است که پس از کودتای 25 مرداد هزاران نفر به خیابان ریختند و حتی مسئله تغییر حکومت مطرح می شد اما سه روز بعد نه تنها عکس العملی نشان داده نشد بلکه شاه که به ایتالیا فرار کرده بود پیروز مندانه به کشور برگشت و 25 سال دیگر حکومت کرد.

آیا دلیل آن تنها این بود که دکتر مصدق از مردم خواسته بود خیابان ها را ترک کنند؟

آیا تنها دلیل آن بود که روز 28 مرداد به هنگام کودتا از طریق رادیو از مردم درخواست کمک نکرده بود؟

اختلاف مصدق و کاشانی در این امر چقدر موثر بود که قیام 30 تیر تکرار نشد؟

آیا تنها تمام اشتباهات به دکتر مصدق برمی گردد و یا کسان دیگر را نیز در این زمینه می توان مقصر دانست؟

امید است عبرت بگیریم تا دیگر چنین اشتباهاتی تکرار نشود.  


 
حکمت آموزنده
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸ : توسط : سعید

دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود

 نه آنکه تو متلاطم شوی.


 
محمد علی شاه قاجار
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧ : توسط : سعید

 

زندگی نامه

محمدعلی‌شاه قاجار (۱۳۰۴-۱۲۵۱) ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود. او در ۱۲۸۵ خورشیدی به سلطنت رسید و به مخالفت با مشروطه پرداخت. مجلس شورای ملی را به توپ بست و آزدیخواهان را به قتل رساند. این رویدادها به استبداد صغیر معروف است. او پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان، به سفارت روس پناهنده شد و با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. مشروطه‌خواهان پس از وی پسر خردسالش احمد شاه را به سلطنت انتخاب کردند.

 

 

از راست آصف‌السلطنه، علاالملک، مجدالدوله، موثق‌الدوله، مشیرالسلطنه، شاهزاده ظل‌السلطنه (پسر کامران میرزا)، شاهزاده حسین‌قلی‌میرزا نصرت‌السلطنه (برادر محمدعلیشاه)، محمدعلیشاه قاجار، شاهزاده اعتضادالسلطنه (پسر محمدعلیشاه)، احمدمیرزا قاجار (ولیعهد)، لیاخوف، امیر بهادر، علاالسلطنه، محمدعلی‌خان سردارافخم، مصطفی حاجب‌الدوله

در ۱ تیر ۱۲۵۱ دتبریز متولد شد. پدرش مظفرالدین شاه و مادرش تاج‌الملوک، دختر امیر کبیر و عزت‌الدوله (خواهر ناصرالدین شاه و دختر مهدعلیا بود و پس از تولد محمدعلی میرزا به ام‌الخاقان ملقب شد. پس از ترور ناصرالدین شاه و تاج‏گذاری مظفرالدین شاه، والی آذربایجان شد. در همین زمان بود که عثمانی، میرزا آقاخان کرمانی و عده دیگر از طرفداران سید جمال‌الدین اسدآبادی را به جرم شراکت در قتل ناصرالدین شاه به ایران سپرد. محمدعلی میرزا آنان را سربرید و پوست کاه‌اندودشان را برای پدرش به تهران فرستاد .

در اوایل صدارت عین‌الدوله در کادر هیات حاکمه توطئه‌ای برای عزل محمدعلی میرزا از ولیعهدی و انتخاب شعاع‌السلطنه برادر او، به ولیعهدی چیده شده بود، عین‌الدوله نیز از این توطئه پشتیبانی می‌کرد. محمدعلی میرزا همچنین به دلیل ترس از احتمال نزدیکی مشروطه‌خواهان به ظل‌السلطان و نصب وی به سلطنت از مشروطه‌خواهان حمایت می‌کرد. بر همین اساس وی در مخالفت با عین‌الدوله مستبد در تبریز زمزمه هم‌داستانی با آزادی‌خواهان را آغاز نمود و به اصرار او علما و روحانیون تبریز در تلگراف‌خانه اجتماع کرده و تلگراف‌هایی مبنی بر هواداری از علما و روحانیون مهاجر و ملیون به تهران مخابره کردند. در این زمان میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان نیز به امید اشغال مجدد مقام صدارت، علیه عین‌الدوله دست به فعالیت زده بود و از مشروطه‌طلبان حمایت می‌کرد.

او تحت تعلیم و تربیت آموزگار روسی خود، سرگی مارکوویچ شابشال (ملقب به ادیب‏السلطان) زبان و فرهنگ روسی را آموخت. شابشال نفوذ زیادی بر محمدعلی میرزا داشت و او را علاقه‏مند به روسیه کرد. در انقلاب مشروطه تصویری از محمدعلی میرزا با لباس قزاقی به دست مردم افتاد که موجب رنجش مشروطه‏خواهان و مردم شد.

همسر اول محمدعلی میرزا، ملیح‌السلطنه دختر میرزا یوسف‌خان بیان‌الممالک از منظرالدوله (دختر عباسقلی‌میرزا پسر فتحعلی‌شاه قاجار) بود. حسینعلی میرزا اعتضادالسلطنه پسر ارشد محمدعلی میرزا و تنها فرزندی بود که او از منظرالدوله یافت. محمد علی میرزا بعد از ملیح‌السلطنه با ملکه جهان دختر کامران میرزا و نوه ناصرالدین شاه ازدواج کرد. احمد شاه، محمدحسن میرزا، سلطان‌محمود میرزا و سلطان‌مجید میرزا، آسیه و خدیجه شش فرزند آن‌ها بودند.

 

محمدعلی شاه و تاجش

وی از روز تاجگذاری سر مخالفت با مشروطه را گذاشت، در روز تاجگذاریش نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. هم چنین زمانی که حکم سلطنت مشروطه را نزدش آوردند، از امضای آن خودداری کرد. پس از آن به ستیز با مشروطه پرداخت و پس از چندی کش و قوس سرانجام شمشیر را از رو بسته و دستور به توپ بستن مجلس را داد. آنگاه تنی چند از مشروطه خواهان سرشناس چون میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و ملک المتکلمین و تنی دیگر را کشت و یا به بند کشید و دیگران را نیز به گریز واداشت.

ولی سرانجام مقاومت کسی به نام ستارخان در یکی از کویهای شهر تبریز و آنگاه پیوستن بختیاری‌ها، داشناک‌ها، مجاهدان قفقاز، محمدولی خان تنکابنی و مردم گیلان و... به گشوده شدن تهران و گریختن محمدعلی میرزا به سفارتخانهٔ روسیه و پناه جستن به خاک این کشور انجامید. برای او مقرری برابر ۱۰۰ تومان در هر ماه در نظر گرفته شد و توسط نیروهای فاتح تهران تبعید گردید. روز ۲۵تیر ۱۲۸۸ محمدعلی شاه قاجار با ورود به باغ سفارت روسیه در منطقه زرگنده‌، رسماً از روس‌ها تقاضای پناهندگی سیاسی کرد. این رویداد یک سال پس از به توپ بستن ساختمان مجلس ۲ ماه قبل از فرار وی از ایران به وقوع پیوست‌. محمدعلی شاه به اتفاق اعضای خانواده‌، رجال، شخصیتهای دولتی طرفدار رژیم استبدادی و ۵۰۰ قزاق مسلح وارد سفارت روسیه شد. محمدعلی شاه پس از آن که لیاخف روسی فرماندار نظامی تهران نیز از نمایندگان مجلس درخواست تأمین جانی برای خروج از ایران کرد، به سفارت روسیه درخواست پناهندگی داد.

محمدعلی شاه دوماه پس از درخواست پناهندگی و در اوج قیام مردم‌ ـ  ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ ـ با راهنمایی سفارت روسیه و همراهی ۱۲۰ قزاق ایرانی‌، سه سوار هندی‌، سه سوار روسی و نمایندگان سفارتخانه‌های روس وانگلیس تا مرز روسیه همراهی شد. وی روز هفتم مهر از بندرانزلی راهی بندر ادسا در روسیه و از آنجا رهسپار اروپا شد. طبق توافق‌، قرار شد دولت ایران سالانه یکصدهزار تومان به او و خانواده‌اش پرداخت کند و در عوض او هم املاکش را به دولت واگذار کرده و جواهرات سلطنتی را پس دهد. یک روز پس از خروج محمدعلی شاه از کشور ـ هشتم مهر ۱۲۸۸ ـ مادر وی «ام الخاقان‌» که دختر میرزا تقی خان امیرکبیر بود، درگذشت‌. محمدعلی شاه روز ۲۶ تیر ۱۲۹۰ از منطقه «گمش تپه‌» در شمال ایران و به کمک برادرش برای تصرف تهران به حمله نظامی متوسل شد که این حمله نیز سرکوب شد و عده زیادی از رجال‌، نمایندگان و مقامات طرفدار وی در دولت‌، بازداشت و یا اخراج شدند.

پس از چیرگی مشروطه‌خواهان بر کشور و گریز شاه به سوی روسیه مجلس پسر او را به شاهی گماشت و حتی یک پول ماهیانه نیز برای محمدعلی میرزا پرداخت کرد. با این همه محمد علی میرزا چندی پستر باز در اندیشهٔ بازگشت به شاهی افتاد و با کمک روسیه و سپاهی که فراهم کرده بود به ایران تاخت ولی سخت شکست خورد و آن پول ماهیانه را نیز باخت. مرگ او در "بندر ساووناً در ایتالیا در تبعید در سال ۱۳۴۴ه. ق اتفاق افتاد و در کربلا دفن گردید.

محمدعلی شاه قاجار سرانجام در ۱۶ فروردین ۱۳۱۳ در ۵۴  سالگی براثر دیابت در پاریس درگذشت‌. مرگ او ۱۵ سال پس از خروج وی از ایران و یک سال قبل از انقراض سلسله قاجار رخ داد‌. در مراسم تشییع پیکر محمدعلی شاه‌، احمدشاه آخرین پادشاه قاجار که در فرانسه اقامت داشت، همراه با عده زیادی از شاهزادگان و سران کشورهای اروپایی شرکت داشتند.

محمدعلی شاه در ۱۲۴۹ متولد شد، در ۲۸ دی ۱۲۸۵ یک هفته پس از مرگ پدرش ـ مظفرالدین شاه ـ تاجگذاری کرد، در دوم تیر ۱۲۸۷ مجلس شورای ملی را به توپ بست‌، در ۲۶ تیر ۱۲۸۸ از سلطنت خلع شد، در ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ از ایران گریخت و در ۱۶ فروردین ۱۳۰۳ درگذشت‌. مرگ وی و مرگ پسرش احمدشاه به فاصله ۶ سال رخ داد. 

 

محمدعلی شاه در لباس قزاقی

 محمدعلی شاه چون بیشتر شاهان قاجار خود را باورمند به دین و باورهای اسلامی مینمایاند. او تعدادی از روحانیون را در دربار خود مقام داده بود و از ایشان در مقابل روحانیون مبارز و مشروطه خواه استفاده مینمود و با ایشان پیوندهای سختی داشت. او همچنین مردی سخت خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره می‌سپرد. استخاره‌های محمدعلی‌شاه مشهور است و او به ویژه به یکی از علمای تهران به نام میرزا ابوطالب زنجانی اعتقاد داشت و تمام تصمیمات خود را از قبیل عزل و نصب وزرا، سرکوب مخالفان و حتی تعیین ساعت مناسب برای ختنه فرزندانش بر اساس پاسخ‏هایی می‏گرفت که میرزا ابوطالب پس از استخاره به وی اعلام می‏داشت. همانند محمدعلی شاه، میرزا ابوطالب نیز از مخالفین مشروطه بود و با وجود آگاهی از اصول دموکراسی و پیشرفت‏های کشورهای اروپایی شاه را به سرکوب آزدایخواهان تشویق می‏نمود.

با آغاز سلطنت محمد علی شاه، مخالفتهای وی با مشروطه آغاز شد. او با همکاری سربازان روسی، مجلس اول را در سه‌شنبه ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق. به توپ بست و بسیاری از مشروطه‌خواهان را کشت یا تبعید کرد. در چنین وضعی، علمای ایرانی مقیم نجف از جمله ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی در حمایت و هواخواهی مشروطه خواهان بویژه سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی پرداختند و توانستد جنبش مشروطه و آزادیخواهی را با فعالیت خستگی‌ناپذیری ادامه دهند. آنان اعلام کردند که همراهی با مخالفین اساس مشروطیت-هرکه باشد-تعرض به مسلمین است و در حکم محاربه با امام زمان به شمار می‌آید و در فتوایی خطاب به مردم ایران، حکم خدا را «در دفع این سفاک جبار» و «دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمین را از اهم واجبات و دادن مالیات به گماشتگان او را، از اعلم محرمات» دانستند؛و همراهی با مخالفان مشروطه را در تعرض به مجلس به منزلهٔ «اطاعت از یزید بن معاویه» بر شمردند. اگر فتوای علمای نجف نبود، کم‌تر کسی به یاری مشروطه برمی‌خاست و مجاهدان مشروطه، بیش‌ترشان پیروی از دین می‌کردند و دستاویز آنان در مجاهده و جانفشانی، فتواهای علمای نجف بود. بدون طرفداری و کوشش بسیاری که علمای نجف در راه مشروطه کردند، محال بود مجددا مشروطه در ایران برقرار و پایدار گردد و آرزوی ملت در راه وصول آزادی برآورده شود.

پس از فتح تهران و روی کار آمدن احمد شاه، اغتشاشات همچنان ادامه یافت. تلاش هواداران محمد علی شاه برای بازگرداندن وی و حمایتهای روسیه از او، به ورود قوای روس به آذربایجان انجامید. اولتیماتوم روسیه به ایران برای تصرف شمال ایران و هشدار انگلیسها در مورد ناامنی در راههای جنوب، عاملی برای صدور تلگرافی به تاریخ ۴ ذیقعدهٔ ۱۳۲۸ ق. با عنوان «وجوب موافقت با دولت و حرمت اغتشاش و جنگهای داخلی» شد که در آن، طبقات ملت را به آرامش و موافقت با دولت و خودداری از جنگهای خانگی به واسطه وجود دشمنان خارجی در شمال و جنوب کشور، فراخواندند و معتقد بودند که این اغتشاشات، موجب استیلای کفر و از بین رفتن اسلام خواهد شد.

آخوند خراسانی در نامه‌ای به رهبران مذهبی تبریز، دستور داد بر ضد کفار به پا خیزند و با تحریم اجناس روسی و با آموزشی فنون جنگی، وظیفه مذهبی خویش را انجام دهند. از آنجا که علما از آغاز مشروطه تا خلع محمد علی شاه، از مشروطیت و حقوق مردم دفاع کرده بودند، در مقابل رویه تجاوز کارانهٔ روسیه قیام نمودند و تصمیم گرفتند به طرف ایران حرکت کنند و با اعلان جهاد، ایران را از چنگ دولت روسیه نجات بخشند.آخوند مازندارانی با عده‌ای از طلاب وارد بغداد شدند و به وسیله اعلامیه، مردم را به مقاومت و جانبازی در راه استقلال دعوت کردند و منتظر ورود آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ماندند تا مجتمعا به طرف ایران حرکت کنند. ولی خبر رسید که حال آخوند به هم خورده، دچار کسالت شده و پس از بیست‌وچهار ساعت خبر فوت وی در ذیحجهٔ ۱۳۲۹ ق. در بغداد منتشر شد و بقیه برای عزاداری به نجف بازگشتند. شهرت یافت که مقامات خارجی یا خارجه پرستان، آخوند خراسانی را مسموم کرده‌اند.

محمدعلی شاه قاجار با تاج شاهی (تاج کیانی)

 

محمدعلی شاه قاجار پس از خلع از سلطنت هنگام اقامت در استانبول


 
استعمار پیر و جدایی بحرین از ایران
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧ : توسط : سعید

 

اعظم حمیدپور

مجمع الجزایر بحرین از دوران پیش از اسلام تحت قلمرو و حاکمیت ایران بود. اعراب ساکن این جزیره به علت دوری از شعاع عمل حکومت و نیروهای مرکزی ایران، مشکلات و دردسرهای زیادی برای حکومت مرکزی ایران ایجاد می‌کردند. سیاست های استعماری بریتانیا از سال های 1820 به بعد در این منطقه زمینه جدایی این منطقه را از ایران فراهم کرد. تداوم این سیاست ها در دوران پهلوی دوم از یک سو و بی کفایتی نظام حاکم ایران از سوی دیگر سرانجام منجر به استقلال بحرین در آوریل 1970، و جدایی همیشگی آن از ایران شد.

اهمیت استراتژیک بحرین برای ایران

از نظر استراتژیک و سوق الجیشی بحرین در خلیج فارس از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار است. واقع شدن بحرین در مرز ساحلی عربستان و قطر در گذشته فرصت قابل ملاحظه ای را برای ایران به دنبال داشته است. هر چند از نظر حقوقی بین ایران و بحرین آبهای آزاد وجود دارد، اما قبل از جدایی بحرین حق استفاده از منابع بستر برای ایران تا نزدیکی سواحل عربستان و قطر ادامه پیدا می کرد. تصور اینکه ایران در دو سوی یکی از مهمترین آبراه های جهان دارای ساحل باشد می تواند تا حدی نشان دهد که بحرین از حیث سیاسی و نظامی چه اهمیتی در تفوق بر کشورهای عربی منطقه وحتی تاثیرگذاری بر معادلات بین المللی برای ایران داشته است. اگر بحرین در حاکمیت ایران باقی می ماند، با توجه به افزایش گستره آب های سرزمینی، رگ حیاتی نفت دنیا تا حد زیادی در تسلط ایران قرار می گرفت.

وجود منابع غنی نفت و گاز در پهنه آب های سرزمینی بحرین نیز اهمیت قابل توجهی به این سرزمین بخشیده است. همچنین موقعیت مناسب برخی از جزایر برای پهلوگیری و تعمیر کشتی های بزرگ اقیانوس پیمای 500 هزار تنی در بنادر آنها و مرواریدهای مشهور آن نیز از امتیازات دیگر آن محسوب می گردد. (1) 

حاکمیت ایران بر بحرین در گذر تاریخ

دوران اشکانیان و ساسانیان :

در اواخر دوره اشکانیان، اعراب به مدت بسیار کوتاهی بر این جزیره حکومت می کردند تا در نهایت اردشیر بابکان آنها را شکست داد. حمله اعراب به بحرین مجددا با مرگ هرمز دوم در سال ۳۰۹ میلادی آغاز شد. در سال ۳۲۶ میلادی شاپور دوم با حمله‌ای رعدآسا، بحرین را به تصرف درآورد و در آن کشت و کشتار زیادی کرد. سپس وی به عمران و آبادی جزیره همت گماشت و شهرهایی در آن بنا نمود. تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651م.)‌ آرامش کاملی در این منطقه برقرار بود.

از ورود اسلام تا صفویان:

در زمان ورود اسلام به این ناحیه، اغلب مردم بحرین مانند سایر ایرانیان، زرتشتی و اقلیتی نیز یهودی و مسیحی بودند. اگرچه از این زمان، تا زمان شاهنشاهی سلاطین ایرانی آل بویه، حکومت بحرین در دست خلفای بنی‌امیه و عباسیان و مدتی نیز قرامطه (تحت فرمان فاطمیون مصر)بود، اما ایران همیشه در این منطقه داراری نفوذ معنوی و فرهنگی بود و تجارت و صنعت آن نیز همواره در دست ایرانیان بود.(2)  

در دوران آل بویه جنگ و خونریزی بین خوارج عرب و امرای ایرانی در این جزایر حکمفرما بود. بحرین در این دوران گاه در دست امرای ایرانی بود و گاه به دست متجاوزین عرب می‌افتاد. در دوران سلجوقیان و پس از آن نیز این جزایر همچنان در دست ایرانیان بود. پس از حمله مغول، حکام جزیره هرمز که ایرانی بودند همچنان بحرین را در اختیار داشتند. در دوره اتابکان فارس و همچنین آل مظفر و تیموریان، بحرین بخشی جدا نشدنی از سرزمین ایران محسوب می‌شد.

حضور استعمار پیر انگلیس در خلیج فارس و ایجاد زمینه های جدایی بحرین:

در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌ 1506میلادی)،‌ بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه، از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز در 1522میلادی به تصرف و اشغال استعمارگران در آمد. پس از گذشت حدود یک قرن شاه‌عباس در سال 1602 با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد. پس از آن ‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. در دوران قاجار  اگرچه ایران مالک رسمی این سرزمین محسوب می شد اما با حکومت آل خلیفه بر بحرین،  به تدریج زمینه سلطه انگلیس بر این منطقه مهیا شد.

در سال 1783 " شیخ احمد بن خلیفه ‌ از خاندان "‌خلیفه "‌ که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود، به این سرزمین حمله کرده و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی - استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ‌ قرار گرفت.(3) در دوره انحطاط قاجاریه، دولت انگلستان از ضعف دولت مرکزی استفاده کرد و به موجب قراردادهایی که در سال های 1820، 1861، 1880 و 1892 با بحرین منعقد کرد، به تدریج بر نفوذ خود در آن سرزمین افزود و بعدها مدعی شد که از زمان قرارداد 1820 دولت انگلستان شیخ بحرین را مستقل می شناخته است.(4)  

دوران پهلوی اول ؛ اعتراض ایران به جامعه ملل:

در دوران رضا شاه نیز ایران همچنان مدعی حاکمیت بحرین بود. در ۱۹۲۷دولت انگلستان قراردادی با عربستان سعودی درباره بحرین امضا کرد. دولت ایران بلافاصله نسبت به آن معاهده به طور رسمی اعتراض کرد و از آن به‌عنوان «تجاوز به تمامیت ارضی ایران» به جامعه ملل شکایت کرد. این دادخواهی ایران، توسط مخبرالسلطنه به عنوان نخست‌وزیر، در صفحه ۶۰۵ «روزنامه جامعه ملل» مورخ ماه مه ۱۹۲۸ به چاپ رسید، اما به علت ضعف جامعه ملل و سپس شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین در اوت 1941 این اعتراض ایران راه به جایی نبرد.(5)   

دوران پهلوی دوم ؛ مصادره بحرین به نفع اعراب :


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عکسی دیده نشده از مادر ایرانی بی نظیر بوتو
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧ : توسط : سعید

 

 
عکسی دیده نشده از مادر ایرانی بی نظیر بوتو

 

عکسی دیده نشده از نصرت بیگم (نفر سمت راست) مادر ایرانی‌ الاصل بی نظیر بوتو با شمس پهلوی


 
سکوت
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢ : توسط : سعید

 " به راستی که شماری بسیار از مردم با یاوه گویی های خود نشان می دهند که میان تهی هستند اما اندکی از آنان نیز با سکوت خود نشان می دهند که الهی هستند " . تاولر 


 
رای اعتماد مجلس به کابینه روحانی
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢ : توسط : سعید

با آنکه خیلی مایل نیستم در باره مسائل سیاسی روز صحبت کنم اما دیروز که مذاکرات مجلس را از شبکه خبر می دیدم به این فکر افتادم که شاید مجلس ما در صد سال قبل وضع بهتری نسبت به الان داشته است. نه نظم درستی داشت و نه انصاف و تخصص درستی در اظهار نظر ها دیده می شد . خدا بخیر بگذرد از تندروی های جناحی و حذبی....متفکرمتفکر


 
عکسی از زمان ساخت دانشگاه تهران
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠ : توسط : سعید

 

 
ساخت دانشگاه تهران در سال 1313 هجری شمسی


 
تصاویر/ مراسم تنفیذ رؤسای‌‌جمهور گذشته
ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥ : توسط : سعید

جمهوری اسلامی ایران در سی و پنج سال حیات خود شش رئیس جمهور داشته است. دو رئیس جمهور اول ایران نتوانستند دوران چهار ساله مسئولیت خود را به پایان برسانند؛ اولی(بنی صدر) برکنار شد و از ایران گریخت و دومی(شهید رجایی) در انفجاری در ساختمان نخست وزیری ترور شد. اما چهار رئیس جمهوری که در ادامه عهده دار ریاست قوه مجریه شدند، هر یک دو دوره پیاپی در این سمت بودند.

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 24 خرداد 1392 برگزار و حجت الاسلام حسن روحانی با 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای از کل آرا ماخوذه در مرحله اول انتخابات به عنوان منتخب مردم ایران انتخاب شد.

مراسم تنفیذ حکم یازدهمین دوره ریاست جمهوری عصرشنبه 12 مرداد 92 برگزار شد.

تنفیذ حکم ده رئیس جمهور گذشته جمهوری اسلامی ایران را به روایت تصویر در ادامه مشاهده می کنید.

مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد در سال۱۳۸۸

 

 مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد در سال۱۳۸۴

 

 مراسم تنفیذ سید محمد خاتمی در سال۱۳۸۰

 

 مراسم تنفیذ سید محمد خاتمی در سال۱۳۷۶

 

 مراسم تنفیذ آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال۱۳۷۲

 

 مراسم تنفیذ آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال۱۳۶۸

 

 مراسم تنفیذ حضرت آیت الله خامنه ای در سال۱۳۶۴

 

 مراسم تنفیذ حضرت آیت الله خامنه ای در سال۱۳۶۰

 

 مراسم تنفیذ شهید محمدعلی رجایی در سال۱۳۶۰

 

 مراسم تنفیذ ابوالحسن بنی صدر سال


 
جملات قصار
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٠ : توسط : سعید

.

 کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند

(ارد بزرگ)

 

گاهی اوقات

 

آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد . . .

 

(دکتر شریعتی)

 


 
تصاویری زیبا از حرم امام علی (ع)
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۸ : توسط : سعید

شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد.

 

 

 

 


 
نیاز کشور به یک قائد قاهر
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧ : توسط : سعید

شش سال پیش از کودتای 1299 که طی آن رضا خان با حمایت بیگانه کودتا کرد و به تدریج وزارت جنگ و نخست وزیری و بعد هم سلطنت را بر عهده گرفت، علی اصغر حکمت ـ که بعدها یکی از تئوریسین های اصلی دولت رضا شاه شد و البته آدم دانشمندی است ـ در خاطراتش که مربوط به روز پنج شنبه 16 جمادی الاولی 1333 ق / 1294ش است می نویسد:
امروز آقای حاجی مجتهد در منزل ما تشریف داشتند. حکیم اصغر نیز آنجا بود. گفت می خواهند مجلس سنا افتتاح نمایند. باز روزنامجات دمکراتها زبان باز کرده در تقبیح این کار حمله نموده اند. من گفتم: البته جلافت و شکم پرستی مشتی فرنگی مآب از همه جا بی خبر که به کلی از حالات و عادات خود و جغرافیای وطن خود بیخبرند مقتضی است که زبان باز نموده این چنین بگویند. حاجی مجتهد نیز تصدیق نموده گفتند که البته صلاح مملکت امروز در تأسیس مجلس سناست. حکیم اصغر گفت: چرا، برای چه؟ گفتند: اولا که من ارتجاعی شده‌ام. حقیقتا عقیده ام این است که اصلاح مملکت ایران بجز به اقتدار مطلقه یک نفر قائد قاهر نخواهد شد که بدون این که اشتتات رأی و اختلاف کلمه داشته باشد ادارات ایران را قبضه کند. اگر این نشود اقلا حکومت مقننه برای ایران بهتر است. اگر آن هم نشود لامحله مجلس سنا جلوگیری از خیلی معایب خواهد نمود. حکیم اصغر گفت: چگونه شما ارتجاعی شده اید و حال آن که خود شما بودید که این کارها را کرده و حکومت استبدادی را ضایع و باطل نمودید؟ حاجی مجتهد گفتند: اشتباه کردیم. غلط کردیم. ندانستیم. خیال می کردیم اصلاح مملکت از این راه است و حال آن که فساد ملک و ملت بود. من از این اعتراف صمیمی که از روی دل و خالی از هر گونه ریب و ریا بود تعجب نمودم. ... حاجی مجتهد گفتند:‌دریغا که نه مال دارم و نه رجال و الا بر علیه اساس حاضره ایران ثوره و انقلابی بر پا می کردم. گفتم: نفس فکر و خیال و عین این تذکر و انفعال که در دماغ جناب عالی و امثال جناب عالی پیدا شده است خود دلیل بزرگی می باشد بر این که آینده انقلاب و شورش ملی در رکاب سلطان مقتدری خواهد شد که دمار از روزگار اجلاف بی پدر و ورزای خائن امروزه خواهد کشید. خدا داند که آن روز کجا و چگونه باشد. (ره آموز حکمت، بخش نخست ص 183 ـ 184)


 
شما دینتون را فروختید و ما خریدیم
ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧ : توسط : سعید
 

ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ!

به گزارش ایسنا به نقل از جهان، "جواد فرهنگی" در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود.

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!»

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم

http://shahrekian.persianblog.ir/منبع


 
اعدام حسنعلی منصور
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦ : توسط : سعید

ارائه یکی از سلاح های مورد استفاده اعضای هیأت های مؤتلفه اسلامی در اعدام حسنعلی منصور ( نخست وزیر ) به دادگاه در سال 1344

 

    راستی این اعدام چقدر انقلابی یود؟آیا امام با این شیوه مبارزه موافق بودند یا نه؟


 
شب قدر
ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٥ : توسط : سعید

آلبوم تصاویر شب قدر , لیلة القدر , شب شهادت حضرت علی , فزت و رب الکعبه

 شب عفو است ومحتاج دعایم ،زعمق دل دعایی کن برایم. اگر امشب به معشوق رسیدی .خدا را در میان اشک دیدی؟ کمی هم نزد او یادی از ما کن. کمی هم جای ما اور صداکن. بگو یارب فلانی رو سیاه است ، دودستش خالی وغرق گناه است. بگو یارب تویی دریای جوشان .در این شب رحمتت بر وی بنوشان


 
بد بینی و خوش بینی
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤ : توسط : سعید
 

               آدم بدبین "سختی را در هر فرصتی می بیند

           آدم خوش بین "فرصت را در هر سختی متفکر

                                                          "  وینستون چرچیل"


 
بهره رمضان
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳ : توسط : سعید

ماه رمضان از نیمه گذشت و شب های قدر در راه است با این گرمای مرد افکن مرداد آیا چیزی جز گرسنگی و تشنگی بهره ای می بریم؟تنها امیدمان به رحمان و رحیم بودن خداوند است.التماس دعا


 
ظهور اسطوره ای به نام جمال الدین
ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : سعید

عمده مشکل جوامع اسلامی در این زمان دو سد عمده در برابر استقلال و آزادی ایشان است که هر یک به گونه ای دیگری را تقویت می کند.یکی از آنها استعمار خارجی و دیگری استبداد داخلی بود.

دوره سیدجمال الدین اسدآبادی واحیاگری دینی(زادۀ ١٢۵۴ ه‍.ق درگذشتۀ ۱۳۱۴ ه‍.ق)

عمده مشکل جوامع اسلامی در این زمان دو سد عمده در برابر استقلال و آزادی ایشان است که هر یک به گونه ای دیگری را تقویت می کند.یکی از آنها استعمار خارجی و دیگری استبداد داخلی بود.شرایط به گونه ای بود که توسعه طلبی و سلطه گری غرب به عنوان یک واقعیت بر سرزمینهای اسلامی مشرق زمین و از  جمله ایران سایه افکنده بود و ضعف و سستی سلطنت مطلقه قاجار در ایران، موفقیت طرحهای بیگانگان را مضاعف می ساخت.مردم کشورهای اسلامی نیز علاوه بر جهل و ناآگاهی از وضع جهان دگرگون شده ی قرن نوزدهم عمدتا در غفلت و نا آگاهی بودند و می شد اخبار جدایی قسمت های شمال و شمال غرب و مشرق ایران را نیز گاه به گاه شنید.

سید جمال الدین اسدآبادی در این دوران بود که به عرصه عمل گام نهاد.اما پیوسته با کارشکنی های استعمارگران که او را ویرانگر نقشه های خود می دیدند و با اعمال فشار بر حکومتهای تحت سلطه خود سعی می کردند برای وی ایجاد مزاحمت و محدودیت کنند،وی پیوسته در معرض تهدید و اخراج از کشورهایی که در آنها فعالیت می کرد بود.و به این طریق سلطه گران جهانی سعی می کردند مانع از تحقق آرمانهای او شوند.ولی چنانچه تاریخ ثابت کرد اندیشه های اصلاحگرانه و دینی سید جمال بارها در جریان انقلابها و اعتراضهای اسلامی خود را نشان داده است و هم اکنون نیز پویا و نوید دهنده مسلمانان انقلابی در جهان مسلمان عرب و غیر عرب است.

بهر روی بزرگترین خطر ها از نظر او ستیزه ها و تفرقه افکنی های استعمار بریتانیا بود.در همین ایام «تنظیمات» که در امپراتوری عثمانی در جریان بود هویت اسلامی این تمدن را نشانه رفته بود و ایران نیزمواجه با ناسیونالسم نوبنیاد باستان گرا که در ستیز با اندیشه های دینی خود را تعریف می کرد بود.ادعاهای جهان وطنی[1] بودن مشکل دیگری بود که روشنفکر نمایان مطرح می کردند تا بدین طریق تعصب ملتها نسبت به هویت ملی و مذهبی خود را زائل سازند. طرح چنین مباحثی در این دوره تاریخی در حقیقت تلاش استعمار برای سلطه بیشتر بود تا از طریق تحقیر هر گونه وطن دوستی درهای ورود و سلطه خود را باز کند.[2]

*دوران مشروطیت و نهضت مشروطه(1285 هجری شمسی)

انقلاب مشروطه همراه با دستاوردهای مهمی که برای جامعه ایران داشت نیازمند یک مبحث آسیب شناسی جدی است.به این دلیل که در جریان نهضت و پس از پیروزی آن اتفاقاتی ناخوشایند حادث شده وجریان سازی های نامطلوب و نامناسبی در حوزه فرهنگ و سیاست شکل گرفت که به نوعی ملت و دین ملت را تهدید نمودند.از سوی دیگر شاهد بودیم که مشروطه نتوانست ساختار استواری بنا نهد و بنای آن با طوفان استبدادی رضا خان فرو ریخت.

این انقلاب به نوعی تدریجا صورت و فرم فرهنگ گذشته را که خود صورت منسوخ شده فرهنگ سنتی اسلام بود زائل نمود و صورت مسخ شده ی فرهنگ اومانیستی غرب را جایگزین آن کرد.در دوره حاکمیت مشروطه،به طور واقعی در فرهنگ جامعه ایرانی انقلابی رخ داد و شئون مختلف فرهنگی نظیر هنر و ادبیات را متاثر ساخت.البته این تحولات فرهنگی بعدها آثار تبعی اجتماعی را هم به بار آورد و نحوه روابط اجتماعی مردم را بخصوص در شهرهای بزرگ تا میزان قابل توجهی متاثر ساخت.

باید متذکر شد که هر انقلابی الزاما در جهت بهبود اوضاع حرکت نمی کند، بلکه ممکن است به واسطه یک انقلاب وضع بدتر هم بشود.نفس مفهوم انقلاب متضمن خیر یا شر نیست، بلکه صرفا تغییر در صورت،ماهیت و حقیقت را اعاده می کند.

انقلاب مشروطه در بعد فرهنگی فرهنگ گذشته را که پیوندهای مشخصی با پیشینه تاریخی ایران داشت از بین برد و به جای آن کاریکاتور فرهنگ اومانیستی اروپا را قرار داد. بی آنکه نسبت به اصل و فرع آن معرفتی عمیق حاصل شده باشد.در عین حال مشروطه منجر به دگرگونی بینش و کنش و منش فردی گروه کثیری از ایرانیان گردید و بدانها هویتی جدید و ایده آلهای نوینی بخشید که به جای متناسب بودن با تاریخ و سنن آنها، با تاریخ و مقتضیات مغرب زمین مناسبت داشت.به گفته برخی متفکران دعوت به غربی شدن زمانی آغاز شد که پویایی جامعه ما دچار خمودگی گردید و تمدنی نا خواسته سر از دیار ما برآورد که در عین انکار ناپذیری ابزارهای کارسازی در اختیار داشت.[3] لذا یکی ازمباحث مطرح در دوران شکل گیری مشروطیت،حفظ هویت فرهنگی ایران به عنوان یک پدافند فرهنگی در برابر آفند تمدنی- فرهنگی غرب بود.

 حامد اسلامی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تبریک احمد قوام به رضا پهلوی به مناسبت موفقیت در پایان دادن به قیام میرزا کوچک
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱ : توسط : سعید

    نوع نگاه سیاستمداران ایران در 92 سال قبل با اصل قضیه نهضت جنگل و دیدگاه امروز ما قابل تامل می باشد. نظر شما چیه؟