تصاویری از جواهرات ناصرالدین شاه
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٦ : توسط : سعید

کره گوهر نشان متعلق به ناصرالدین شاه قاجار/ تنگ جواهرنشان ناصرالدین شاه قاجار/ یک قطعه از جواهرات کلاه ناصرالدین شاه قاجار...

جقه ناصرالدین شاه قاجار

قبضه گوهرنشان شمشیر ناصرالدین شاه قاجار 

تنگ جواهرنشان ناصرالدین شاه قاجار

کاسه جواهرنشان ناصرالدین شاه قاجار 

 

سنجاق سینه متعلق به ناصرالدین شاه قاجار 

 

یک قطعه از جواهرات کلاه ناصرالدین شاه قاجار

 

کره گوهر نشان متعلق به ناصرالدین شاه قاجار 


 
تاریخچه روابط ایران و مصر
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٤ : توسط : سعید

جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه‌: / با درنظر گرفتن پیمان خائنانه مصر واسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم‌، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود رابا دولت مصر بنماید. / روح الله الموسوی الخمینی

 در تاریخچه مناسبات ایران ومصر، عامل «گرایش به صهیونیسم‌» همواره یک عنصر بازدارنده و تخریبی بوده است‌. این پدیده را می‌توان درجدائی حکومت جمال عبدالناصر و حکومت پهلوی به دلیل اتحاد محمدرضا با اسرائیل و فاصله جمهوری اسلامی از حکومت مصر به دلیل پیمان کمپ‌دیوید و ارتباط مصری‌ها با صهیونیستها به روشنی مشاهده کرد. تنها پیش از تأسیس اسرائیل بود که رویکرد سیاسی دو کشور ایران ومصر بایکدیگر همسویی داشت وپادشاهی بودن هر دو سبب تحکیم پیوند آنها شده بود.

یادداشت زیر به بررسی تاریخچه روابط سیاسی ایران و مصر ونقش وجودی صهیونیسم در «تخریب‌» آن می‌پردازد  . 

 ● آغاز مناسبات سیاسی تهران ـ قاهره‌

مصر در زمستان سال ۱۳۰۰ ش. استقلال خود را از انگلستان به دست آورد. با اعلام خاتمه رژیم تحت الحمایگی انگلیس بر مصر درسوم بهمن این سال و اعلام استقلال مصر، دولت ایران بلافاصله این کشور را به رسمیت شناخت و سرکنسولگری خود را در قاهره به سفارت ارتقاء بخشید. در آن تاریخ به تازگی رضاخان در ایران کودتا کرده بود؛ احمدشاه آخرین سالهای حکومت خود را پشت سر می‌گذاشت و کابینه‌های کوتاه مدت تحت سلطه رضاخان بر کشور حکمرانی می‌کردند.

 روابط ایران ومصر تاپیش از آن در حد سفارت نبود. انگلیسی‌ها و پیش از آن، عثمانی که مصر رادر تصرف خود داشت‌، تعیین کننده ماهیت و میزان روابط کشورهای جهان باحکومت دست نشانده‌شان در قاهره بودند. نه حکومت‌های مصر اختیارات کاملی برای برقراری مناسبات سیاسی با دیگر کشورها داشتند و نه ایران در سالهای آخر دوران قاجار سامان سیاسی داشت‌. با این همه، میان مردم دو کشور نوعی پیوند معنوی ایجاد شده بود. هر دو کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میلادی مورد تهدید و آزار انگلیسی‌ها بودند و با یکدیگر نوعی احساس همدردی داشتند. شاید به همین دلیل نیز بعضی متفکرین مخالف استبداد قاجار در دوران مشروطه‌، قاهره را مرکزی برای فعالیتهای فکری خود ساخته بودند.

 سالهای جنگ جهانی اول و مبارزه مردم هر دو کشور با سلطه انگلیس‌ها، پیوند میان دوملت ایران و مصر را افزایش داد. اوج این مبارزات را می‌توان درحرکت آزادی‌خواهانه مردم ایران علیه قرارداد ۱۹۱۹ ـ منعقده بین وثوق الدوله و انگلیس ـ مشاهده کرد.معاصر باهمین حرکت آزادیخواهی‌، در مصر نیز مبارزات مردمی علیه سلطه انگلیس وجود داشت که نهایتاً در ۱۳۰۰ ش . به استقلال مصر انجامید

سفارت ایران درقاهره تا هنگام انقراض سلسله قاجار ـ۱۳۰۴ش .ـ فعال نبود، اما پس از آن و در پی تاجگذاری رضاخان ـ۱۳۰۵ش . ـ اولین قرارداد مودت و دوستی میان دو کشور در ۱۳۰۷ ش. منعقد شد.

 ● اشتراکات سیاسی پادشاهی ایران ومصر

مناسبات رضاخان با حکومت ملک فؤاد در مصر صمیمی بود. در مجموع‌، روابط تهران وقاهره از ۱۳۰۰ ش . که سفارت ایران در مصر دایر شد، تا ۱۳۳۱ ش. که حکومت سلطنتی در این کشور منقرض گردید، دو ویژگی اصلی داشت‌: اول، همکاری ‌مثبت دولتی و مناسبات صمیمی در سطح دو حکومت و دوم، مبارزه مشترک دو حکومت با اسلام‌خواهی مردم‌. هم حکومت پادشاهی هر دو کشور و سلطه انگلیس بر هر دو نظام‌ و هم مبارزه مشترک آنها با اسلام‌گرایی در کشورشان موجبات گرمی مناسبات را فراهم آورده بود.

 رضاخان در ایران‌، آتاتورک در ترکیه‌، امان الله خان در افغانستان و خاندان فؤاد وفاروق در مصر مشغول اسلام‌زدایی بودند. همه بر طبل جدایی دین از سیاست می‌کوبیدند و اسلام درباری، سازشکاری و بی تحرکی را ترویج می‌کردند. تبلیغ بی حجابی‌، رواج بی دینی‌، سرکوب روحانیون و اسلام‌شناسان‌، رواج مفاسد اخلاقی‌، بها دادن به چهره‌های فرنگ رفته و تلاش برای کمرنگ ساختن مظاهر اسلامی‌، ویژگی این کشورها طی سه دهه اول قرن جاری شمسی بود.

 یکی ازدلایلی که به طور موقت به تحکیم روابط تهران وقاهره انجامید، ازدواج محمدرضا پهلوی ـ ولیعهد وقت ایران ـ با فوزیه ـ دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ـ در اسفند ۱۳۱۷ بود‌. این ازدواج که دو سال ونیم قبل ازسقوط رضاخان و تبعید اوبه آفریقای جنوبی صورت گرفت‌، تنها ۱۰ سال دوام آورد و در ۱۳۲۷ ش. به متارکه انجامید و روابط دو دولت مصر و ایران را به سردی کشاند.

 در سالهای جنگ دوم جهانی هر دو ملت مصر وایران از اشغال‌گران انگلیسی در رنج بودند. دولت‌های هر دو کشور نیز علیرغم سلطه انگلیس، نیم نگاهی هم به آلمان هیتلری داشتند. حضور نیروهای انگلیسی در مصر و در کانال سوئز در گرایش به هیتلر بی‌تأثیر نبود. در ایران، این گرایش بابرکناری رضاخان توسط متفقین و جایگزینی محمدرضا‌، خنثی شد .

 ● جمال عبدالناصر و روابط تهران و قاهره

در پی سقوط ملک فاروق در تابستان ۱۳۳۱ ش. و به قدرت رسیدن نظامیان چپگرا از جمله ژنرال محمد نجیب و جمال عبدالناصر، روابط تهران وقاهره تیره شد. حکومت ایران دولت هم‌پیمان خود را در مصر از دست داده و دولت دیگری در ضدیت با نظام سلطنتی و انگیزه‌های سوسیالیستی و چپگرایانه به قدرت رسید. حکومت جدید مصر با مخالفین شاه از جمله مصدق، روابطی برقرار کرد . حکومت مصر پس از سقوط ملک فاروق، از مبارزات ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت می‌کرد. به همین دلیل، سفر محمدمصدق ـ نخست وزیر وقت ایران ـ به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و دیگر مقامات مصری روبه رو شد، اما کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت شاه بهبود مناسبات دو کشور را از بین برد.

 بدبینی جمال عبدالناصر نسبت به شاه‌، جای گرفتن دو رژیم در دو بلوک‌ سیاسی متفاوت ـ شرق وغرب ـ اختلاف ناصر بارژیم صهیونیستی، هم‌پیمانی شاه با صهیونیست‌ها و عوامل دیگر، به دوری تدریجی تهران و قاهره انجامید. اتحاد جماهیر شوروی و سایر دولت‌های کمونیستی‌، به تدریج با مصر متحد شدند. در مقابل امریکا، انگلیس، اسراییل و سایر رژیمهای غربگرا، نیز با شاه متحد شدند. تحت تأثیر این تحولات، دهه ۳۰ شمسی‌، دهه روابط تیره ایران ومصر بود. در این دهه پیمان انگلیسی و ضدکمونیستی بغداد، که به سنتو تبدیل شد (۱۳۳۴ش.)؛ جنگ فرانسه، انگلیس و اسرائیل علیه مصر در مسأله ملی شدن کانال سوئز (۱۳۳۵ش.)؛ اعلام دکترین ضدکمونیستی آیزنهاور (۱۳۳۶) دخالت نظامی آمریکا در لبنان (۱۳۳۷)؛ تشکیل جمهوری متحده عربی در مصر وسوریه (۱۳۳۷ش.) ؛ برقراری روابط بین ایران و رژیم صهیونیستی (۱۳۳۸ش.) و افزایش ناگهانی صادرات نفت ایران به اسرائیل (۱۳۳۹ش.) را شاهد هستیم‌.

 ● قطع رابطه سیاسی مصر با ایران‌

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عکسی نادیده از پدر دکتر مصدق
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٧ : توسط : سعید

تصویری نادیده از میرزا هدایت‌الله آشتیانی، پدر دکتر محمد مصدق نخست وزیر دولت ملی و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت، که از خاندان مشهور مستوفیان آشتیان بود، در دوران ناصری سمت وزیر دفتر ناصرالدین شاه قاجار را برعهده داشت. به گزارش تاریخ ایرانی، این عکس را مرکز اسناد انقلاب اسلامی به تازگی منتشر کرده است.


 
تاریخ شفاهی علمی است که باید آن را به طور صحیح هدایت کرد
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦ : توسط : سعید

حجت الاسلام جعفریان:

 

رئیس سابق کتابخانه مجلس شورای اسلامی بیان داشت: علم تاریخ شفاهی را تنها با آگاهی و برنامه‌ریزی دقیق می‌توان ایجاد و نگاه داشت.

به گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، حجت الاسلام رسول جعفریان در خصوص موضوع تاریخ شفاهی به سخنرانی پرداخت و تاریخ شفاهی را علمی دانست که در دسترس ایرانیان است و باید به دور از سیاست به طور کاملا علمی به آن پرداخته شود.

حجت الاسلام رسول جعفریان با بیان اینکه خاطره‌نویس باید خود را از سیاست و مناسبات سیاسی دور نگاه دارد، اظهار داشت: گاهی برخی از موسسات تدوین کننده تاریخ به صلاحدید خود تشخیص می‌دهند که تاریخ گزینشی روایت شود و مصلحت را در حذف برخی از گوشه‌های تاریخ می‌پندارند که این رسم غلط باید کنار گذاشته شود.

حجت الاسلام رسول جعفریان، مورخ و تاریخ‌پژوه در سخنانی با اشاره به جریان تالیف و تدوین آثار با موضوع تاریخ شفاهی اظهار داشت: در طول دو دهه قبل تاکنون شاهد شکل‌گیری دانش تازه‌ای به نام تاریخ شفاهی بوده‌ایم که در کشورمان این بخت با ما یار بوده که این دانش به صورتی پویا، پرتحرک و با محتوایی قابل توجه به خود شکل و ساختار بگیرد.

وی ادامه داد: انقلاب اسلامی برای ما تحولی بسیار شگرف است که درصددیم درباره چرایی آن تحقیق کنیم و در نتیجه آنچه به شکل‌گیری آن نیز منتهی شود، می‌تواند برای ما امری جذاب و قابل اعتنا به شمار بیاید. بر همین مبنا و با شکل‌گیری جریان تاریخ شفاهی در ایران، امروز شاهدیم که این علم در کنار روش‌های قدیمی در تاریخ پژوهی برای ما کاربرد پیدا کرده است وپس باید سعی کنیم تا آن را سالم نگاه داریم.

رئیس سابق کتابخانه مجلس شورای اسلامی افزود: علم تاریخ شفاهی را تنها با آگاهی و برنامه‌ریزی دقیق می‌توان ایجاد و نگاه داشت. به هر شکل شیوه‌های تاریخ‌نگاری و دانش تاریخ توسط افرادی چون عباس اقبال در سال‌های دور به دانشگاه‌های ما وارد شد که شاید امروز نتوانیم این روند را چندان آگاهانه قلمداد کنیم. پس وقتی با دانش تازه‌ای به نام تاریخ شفاهی مواجه می‌شویم باید سعی کنیم که بفهمیم چرا دوست داریم تا این دانش را داشته باشم.

جعفریان با تاکید بر اینکه در تاریخ شفاهی باید به هدفگذاری علمی پایبند بود، گفت: در حدیث آمده است که علم نور است. ما هم از علم باید توقع داشته باشیم تا شفاف باشد و کار خودش را بکند. باید به علوممان نگاهی علمی داشته باشیم و فکر نکنیم آنها باید در خدمت تام و تمام ما باشند و یا سمت و سویی ترجیحی نسبت به ما بیابند و تنها چیزی را اثبات کنند که ما دوست داریم.

وی همچنین گفت: در طول تاریخ همواره با قصه‌پردازی در موضوع روایت تاریخی مواجه بوده‌ایم. تاریخ شفاهی نیز به تبع این موضوع از این انحراف مبری نیست. باید مواظب باشیم که در تاریخ شفاهی و نقل آن، به جای تاریخ، داستان سر هم نشود. نباید گذاشت تا تاریخ و روایت تاریخی از مسیر اصلی خود خارج شود و اگر این مساله از سوی راوی رعایت نشود بر عهده تدوین کننده است تا از عهده آن بر آید. من مطمئنم همین امروز در شهری ماند قم بسیاری از خاطراتی که درباره علما نقل می‌شود از گونه داستان‌پردازی‌های تاریخی است که من نمونه‌‌اش را به تازگی در مقاله‌ای درباره خاطرات منسوب به ملا آقا زنجانی آورده‌ام و گفتم که ایشان را در خاطرات نقل شده از نظر کرامت از انجیل و صاحبش نیز بالاتر نشان داده‌اند.

جعفریان همچنین به موضوع انحراف در روایت ‌های تاریخی اشاره کرد و گفت: گاهی برخی از موسسات تدوین کننده تاریخ به صلاحدید خود تشخیص می‌دهند که تاریخ گزینشی روایت شود و مصلحت را در حذف برخی از گوشه‌های تاریخ می‌پندارند که این رسم غلط باید کنار گذاشته شود. خاطره نویس باید خود را از سیاست و مناسبات سیاسی دور نگاه دارد. کار او کاری است علمی و نباید با توجیهاتی از این دست به نگارش تاریخ پرداخت.

وی همچنین در بخشی از سخنان خود خواستار باب شدن خاطره نویسی به سبک «یاد» شد و گفت: دوست داشتم خاطرات اعضای مجمع خبرگان قانون اساسی با این شیوه نوشته می‌شد تا بدانیم در این مجلس در آن مقطع خاص چه اتفاق افتاد.


 
کارنامه تحصیلی در دوران ناصرالدین شاه
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦ : توسط : سعید

 

 
از جمله اساتیدی که نامش در این کارنامه آمده است، کمال الملک استاد نقاشی است و از جمله شاگردان، ناصرالدین شاه قاجار است.
 


 
تلفن همراه ناصرالدین شاه
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦ : توسط : سعید

 

 
اولین تلفن همراه موجود در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بوده است.
شکل و شمایل این تلفن همراه که در سال 1230 تولید شده است، به تلفن‌های همراه امروزی شباهتی ندارد.
این تلفن همراه در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز به کابل‌های کشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار می‌شده است.
این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت کارخانه «البیس» شهر زوریخ می‌باشد.
 


 
تصاویر برخی از اسکناس های عهد ناصری
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦ : توسط : سعید

 

 
 
 
 

 

 

 

 

 

 
تصاویری از ناصرالدین شاه قاجار
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦ : توسط : سعید
 

ناصرالدین شاه قاجار به اتفاق جمعی از درباریان هنگام شرکت در یک مراسم جشن .