خزر در آینه تاریخ
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٩ : توسط : سعید

تاریخ‌ طولانی‌ دریای‌خزر، بیانگر آن است که‌ پس از تثبیت‌ حاکمیت‌ دولت‌های‌ ایران‌ و روسیه‌ در امتداد سواحل‌ این‌ دریاچه، همواره این‌ دو کشور به صورت مشترک صاحب‌ مالکیت بوده‌اند.

روس‌ها برای نخستین بار طی سال‌های ۹۰۸  تا ۹۱۲ میلادی به سواحل ایرانی این دریا تاخته و در سال‌های۹۴۳ و ۹۴۴میلادی با حمله به بردعه (منطقه قره‌باغ امروزی)  به تجاوزات خود ادامه دادند.

اوضاع دریای مازندران از اواسط سده پانزدهم میلادی با فتح قسطنطنیه (استانبول امروزی) و در اوایل سده شانزدهم با برقراری سلطنت تزارها در روسیه به تدریج دگرگون شد و استیلا بر این دریا سرلوحه سیاست‌های حاکمان روسیه قرار گرفت.

با برقراری سلطنت خاندان رومانوف (۱۶۱۳میلادی) و قدرت یافتن پطر کبیر، سیاست روسیه در تجاوز به کشورهای همسایه و آب‌های مرزی گسترش بیشتری یافت.


راهبرد تجاوز روس‌ها به جنوب بر اساس وصیت‌نامه منصوب به پطر صورت گرفت که در سال۱۶۱۰ میلادی تنظیم شده و به دنبال آن در سال۱۶۲۳ میلادی تهاجم دوره‌ای به قلمروهای مرز خاکی و آبی ایران را آغاز کرد. روس‌ها در این تهاجم‌ها همواره با توسل به تنش‌های مرزی و با سوءاستفاده از اختلافات داخلی در ایران، در جنگ‌های مختلف بخش‌های عمده‌ای از خاک ایران را جدا کردند.

قدیمی‌ترین‌ قراردادی‌ که‌ بین‌ ایران‌ و روسیه‌ منعقد شده‌ و به‌ مسائل‌ دریای‌ خزر اشاره‌ دارد، مربوط به‌ 1732میلادی‌ است‌ که‌ مقرر می‌کند "چنانچه‌ کشتی‌ تجاری‌ متعلق‌ به‌ اتباع‌ روسیه‌ در دریای‌خزر آسیب‌ دیده‌ و بیم‌ آن‌ می‌رود که‌ خساراتی‌ به‌ اموال‌ آن‌ وارد شود، از دولت‌ ایران‌ انتظار می‌رود امکانات‌ خود را به‌ کار گیرد تا اموال، مورد دستبرد قرار نگیرد و در حد امکان‌ برای‌ نجات‌ کشتی‌ کمک‌ کند." از سوی دیگر در این‌ قرار داد از ایران‌ خواسته‌ شده‌ تا اجازه‌ توقف‌ کشتی‌های‌ تجاری‌ روسی‌ در بنادر خود را برای تخلیه‌ کالا و بارگیری‌ کسب کند.

قرارداد "گلستان" که پس از خاتمه دوره اول جنگ‌های ایران و روس منعقد شد، ایران را از داشتن نیروی دریایی در خزر محروم کرد که این مهم به پایمال کردن حق مسلم کشورمان انجام شد.

شکست ایران در دور دوم جنگ با روس‌ها به عهدنامه" ترکمانچای" در فوریه سال ۱۸۲۸ منتهی شد که براساس آن بخش‌های دیگری از ایران جدا شد. در این قرارداد استیلای چند هزار ساله ایرانیان بر این دریا لغو و ایران نیز از حق کشتیرانی در این دریا محروم شد.
وضعیت فوق تا وقوع انقلاب اکتبر1917 و پیروزی کمونیست‌ها بر خاندان «تزار» ادامه داشت.

در این هنگام بلشویک‌ها برای حفظ و اشاعه انقلاب کمونیستی خود دست به اقداماتی سیاسی زدند که از آن جمله می‌توان به عهدنامه مودت و دوستی1921 با ایران اشاره کرد که قرارداد ترکمانچای را ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلام می‌کرد.

طی این قرارداد شوروی تمامی قروض ایران را که بالغ بر 11میلیون لیره انگلیس می‌شد، بخشید و امتیاز خطوط آهن و راه‌های شوسه و تأسیسات بندری را به ایران واگذار و از حق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) نیز صرف‌نظر کرد.

بانک استقراضی و خطوط تلگرافی و جزیره آشوراده و سایر جزایر مجاور استرآباد که در دست روس‌ها قرار داشته و قصبه فیروزه به ایران واگذار شد و ایران حق بحرپیمایی آزاد در دریای خزر را پیدا کرد.

این قرارداد در واقع حق از دست رفته ایران را در دریای خزر بازگرداند و استفاده مشاع و مشترک بین دو کشور را مدنظر قرار داد. در این‌ معاهده‌ بدون‌ اینکه‌ دریای‌خزر به‌ مناطق‌ تحت‌ حاکمیت‌ ملی‌تقسیم‌ شود، آزادی‌ کشتیرانی‌ برای‌ هر دو کشور در پهنه‌ دریای‌خزر به‌ رسمیت‌ شناخته‌ ‌شد و حاکمیت‌ مشترک‌ و حق‌ تصمیم‌گیری‌ مشترک‌ دو کشور ساحلی‌ نسبت‌ به‌ سرنوشت‌ دریای‌خزر، واقعیت‌ پیدا کرد.

موافقت‌نامه 1927 میان‌ دو کشور ساحلی‌ درباره‌ ماهیگیری‌ و معاهدات1931 و 1935، در رابطه‌ با تجارت‌ کشتیرانی‌ و ماهیگیری‌ در دریای‌خزر است.


در همین‌ معاهدات، ایران‌ و اتحاد شوروی‌ سوسیالیستی‌ اعلام‌ کردند که دریای‌ خزر یک‌ فضای‌ آبی‌متعلق‌ به‌ دولت‌های‌ ساحلی‌ آن‌ (ایران‌ و اتحاد شوروی) بوده و این فضا به‌ روی‌ کشورهای‌ ثالث‌ بسته‌ خواهد شد.

یکی‌ دیگر از مهم‌ترین‌ قراردادهای‌ مربوط به‌ این‌ بحث، قرارداد بازرگانی‌ ایران‌ و شوروی‌ در 25مارس 1940 است‌ که‌ بر برابری‌ حاکمیت‌ و اصل‌ تساوی‌ حقوق‌ دو کشور تأکید دارد و حتی در این معاهده از دریای مازندران به‌عنوان "دریای ایران و شوروی"  نام برده شده است.

در مجموع پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، دریای خزر طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوی میان دو کشور ایران و روسیه تقسیم شده بود و هر دو کشور بر برابری‌ حاکمیت‌ و اصل‌ تساوی‌ حقوق‌ یکدیگر تأکید کرده بودند. از این رو تا سال 1991، دریای خزر محل مناقشه میان تهران و مسکو نبود اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آن بخش از سرزمین که تحت حاکمیت شوروی قرار داشت، تحت حاکمیت 4کشور قرار گرفت و حاکمیت دوگانه ایران و شوروی به حاکمیت پنج‌گانه تبدیل شد.

 بدین ترتیب قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان همسایه‌های تازه خزر شدند و پیشرفت‌های علمی در زمینه بهره برداری منابع نفتی، علاوه بر اینکه این کشورها را به آغاز عملیات اکتشاف و بهره برداری تشویق کرد، بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز به حضور در منطقه ترغیب کرد.

خزر پس از فروپاشی شوروی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ملی شدن صنعت نفت
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ : توسط : سعید

 با عرض تبریک 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت از همه علاقمندان و کارشناسان محترم درخواست می شود نطر خود را در زمینه علل ناکامی این حماسه ملی بیان نمایند.

                                        با سپاس فراوان

 

 


 
نوروز باستانی پیروز
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ : توسط : سعید



زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی /                                                               از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

از میان تمام جشن ها رسم و رسومات و سنت های کهن ملی و مذهبی تنها نوروز است که رنگ و بوئی دیگر دارد و شادتر از بقیه بر دل می نشیند . شمیم عطر نوروزی مشام جان را می نوازد . از هفته ها که ماهها دور می توان با خرید کفش و لباس . شتشوی فرش و حیاط . گردگیری در و دیوار . رنگ آمیزی تخم مرغ . کاشتن سبزه بر کوزه و بشقاب . بازکردن پنجره ها . خانه تکانی و عطر افشانی فضای نوروز را بوئید . بر طبل شادی کوبید . و در انتظار آمدنش روزها را شمرد .

نوروز . وقار متانت و منزلتی خاص دارد . او تنها نمی آید . که همراهانی دارد . چهارشنبه سوری طلایه دار . آمدن نوروز را بشارت می دهد . یادآور گذر سیاوش از انبوه آتش آزمون و گواهی بر بیگناهی او . و نیز عمو نوروز و جاجی فیروز که شناسه های نوروزند . دید و بازدید اقوام و آشنایان رفتن و غبارکینه و کدورت از دل شستن . عید دیدنی کردن و مبارک باد گفتن . عیدی گرفتن و عیدی دادن . صرف شربت و شیرینی کردن . میوه و آجیل خوردن و از همه مهمتر به اوج نشاط و شادمانی رسیدن سوغات و ره آورد نوروز است . و سرانجام سیزده بدر است که نوروز را به خوبی و خوشی بدرقه می کند .

آئین و مراسم نوروز وقتی کامل می شود که به گفته حضرت زردشت پیامبر گرامی ایرانزمین . شادی خود را با شادی دیگران تقسیم کنیم . به خانه محرومان و مستمندان سربزنیم . با آنها هم دل و هم نشین شویم . و درحد امکان نیاز آنان را برآوریم .


صدسال ره مسجد و میخانه بگیری / عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری

گر بشنوی از پیر خرابات تو این پند / هردست که دادی به همان دست بگیری


نیاکان ما در بنیاد کردن نوروز فاکتورها . معیارها و منطق روشن داشته اند . چنانکه
. جنبش جوشش . شکوفائی و خرمی همه را درهم آمیخته میراثی از هویت ملی بیادگار نهادند . که از نظر شور شادی و مفاهیم اخلاقی در جهان امروز بی نظیر است . حتی جشن کریسمس با همه عظمت و بزرگیش تاب برابری با نوروز ما را ندارد.


گزینش هنگامه ای از سال که طول شب وروز برابر می شود . وآغاز بیداری و باروری طبیعت
و حال و هوای بهار را نوید می دهد . به عنوان مبنای سال . حکایت از طبع بلند و روحیه خرم و شاداب مردمان ایران باستان دارد . توگوئی شمیم کردار نیک پندار نیک و گفتار نیک است که از سنت نیاکان به مشام می رسد .


 
سرانجام دختران محمدرضا شاه چه شد؟
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ : توسط : سعید

 



محمدرضا شاه پهلوی در خلال ازدواج‌های خود دارای 3 دختر به نام‌های شهناز، فرحناز و لیلا شد. شهناز از ازدواج اول او و فرحناز و لیلا از ازدواج سوم او بودند. آنها به دلیل سن و سال پایین و حضور عمه‌های قدرتمند چندان مجالی برای عرض اندام در دربار نیافتند.

شهناز، دختری که دوست داشتند پسر باشد

تولد شهناز پهلوی در« آبان سال 1319» با خشم و ناراحتی خاندان پهلوی توأم شد. چرا که این خانواده برای به دنیا آمدن فرزند پسری که جانشین و ولیعهد محمدرضا پهلوی باشد نقشه‌ها کشیده بودند.

در این میان رضاشاه، بزرگ خانواده پهلوی، کسی که در تمام مدت حضور ملکه فوزیه در ایران سعی کرده بود با توجهات ویژه دل او را به دست آورد، پس از شنیدن این خبر خشمگین شد و از فرط عصبانیت تمام وسایل روی میز دفترش را با عصا به پایین پرت کرد! او از آن زمان کمتر به فوزیه توجه کرد و اعضای خانواده پهلوی علی‌الخصوص تاج‌الملوک از در ناسازگاری با فوزیه برآمدند.

فوزیه ایران را ترک نمود و سال بعد به دلیل پافشاری فوزیه، دربار ایران ناچار شد طلاق او را صادر کند. از این پس شهناز که از یک سو از محبت مادر جدا شده بود و از سوی دیگر پدر را به دلیل مشغله و خوشگذرانی در کنار خود نداشت تنها شد.

روابط او با عمه‌ها و مادربزرگش چندان گرم نبود. چرا که از یک طرف آنها را برای رفتن مادرش مقصر می‌دانست و از طرف دیگر از همان ابتدای تولد از آنها محبتی ندیده بود. در نهایت به دلیل دلتنگی‌های شهناز قرار شد که جهت تحصیل به یک مدرسه و سپس کالجی در اروپا فرستاده شود.

او از سن ده سالگی با ثریا به عنوان نامادری روبه رو گشت، با تمام تلاشهای ثریا هرگز با او از در دوستی درنیامد ، تنها پس از کودتای 1332 حاضر به بازگشت به ایران شد. اندکی بعد به خواست شاه در سال 1335 به عقد اردشیر زاهدی پسر فضل‌الله زاهدی عامل کودتای 1332 درآمد.

پس از به دنیا آمدن تنها فرزندشان مهناز در سال 1337، به سبب عیاشی اردشیر زاهدی،شهناز شاهزاده تنهای دربار به تنگ آمده و تنها با دخترش در حصارک ساکن گشت و به تدریج به مواد مخدر «ال. اس. دی» روی ‌آورد.

وی در سال 1343 پس از فوت سرلشکر فضل‌الله زاهدی از اردشیر زاهدی جدا شد و به زندگی هیپی‌گری و کولی‌وار رو آورد. پس از مدتی به سویس رفت. در آنجا با خسرو جهانبانی فرزند سپهبد جهانبانی که مشغول تحصیل در رشته نقاشی و یک هیپی تمام عیار بود آشنا گشت و اندکی بعد بدون اجازه دربار با او ازدواج کرد.

وی سالها پس از به دنیا آمدن دختر دوم فوزیه و پسرش کیخسرو در آنجا ‌ماند تا اینکه به وساطت فرح دیبا بخشیده شده و به ایران آمد. شهناز پیش از انقلاب به مذهب رو آورد و نام خود را به هاجر تغییر داد. وی از آن به بعد با روسری در مجالس خصوصی شرکت می‌کرد. شاه در روزهای آخر حیات مایملک خود را بین فرزندانش تقسیم کرد به میزان هشت درصد از ارث خود را به شهناز بخشید و دو درصد را به فرزندش «مهناز» داد و جمعاً ده درصد از ارث شاه به آنها رسید.

شهناز که پس از فوت پدرش به تقسیم‌بندی ارث واقف شد و دانست که به او حدود هفت درصد کمتر از فرحناز و لیلا داده‌اند به دادگاه فرانسه شکایت برد. مع ذلک با همان میزان هشت درصد صاحب پول و ملک زیادی شد که خود شوهر و فرزندانش بتوانند به راحتی در پاریس زندگی کنند. او از سیاست به کلی دور بود و راحتی خود را در آزادی از قیودات دربار و سیاست و توطئه‌بازی به شمار می‌آورد.

فرحناز، سهامدار بزرگ


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پدر ناشناخته رضاخان!
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ : توسط : سعید

 به عکس قاتل ناصرالدین شاه یعنی میرزا رضای کرمانی که در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، ناصرالدین شاه را به گلوله بست، نگاه کنید. این عکس را همه دیده اند. میرزا رضا در حالی که زنجیر شده است، سر زنجیر را یک امنیه سیه چرده به دست دارد.
این امنیه سیه چرده، پدر رضا شاه است که از بادکوبه به ایران مهاجرت کرد و مدتها جزو عساکر قزاق بود. اما بعدها به علت اعتیاد به مواد مخدر (که در آن زمان منع قانونی نداشت و استعمال آن آزاد بود) از سپاه قزاق اخراج شد و به خدمت کامران میرزا نایب السلطنه درآمد. (امنیه دولتی شد)


در تمام دوران خدمت ۱۷ ساله رضا شاه و در طول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه هیچ تاریخ نگار و نویسنده ای حق نداشت به این مطلب اشاره کند و هیچ عکسی از پدر رضا شاه به چاپ نرسید و هر وقت این عکس معروف به مناسبتهای تاریخی در نشریات چاپ می‌شد، فقط زیر آن می‌نوشتند: "میرزا رضا کرمانی” قاتل ناصرالدین شاه! و اشاره ای به نام امنیه ای که زنجیر میرزا رضا را در دست داشت نمی‌کردند.

 
احمد شاه قاجار
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ : توسط : سعید

دوستان عزیز به نظر شما فرق احمد شاه با سایر شاهان قاجار چه بود؟